استقبال از شهادت

چند هفته قبل از شهادت حاج محسن، با هم به مزار پاک پدر و مادرمان رفته بوديم، محسن حال و هواي ديگري داشت از من خواست که با هم بر سر مزار شهدا نيز برويم، وقتي وارد قطعه شهدا شديم حاجي انگار دنبال چيزي ميگشت علت سرگردانياش را پرسيدم گفت ميخواهم مزار شهيد نوري در قطعه 29 را پيدا کنم پس از کمي جستجو مزار شهيد عليرضا نوري را پيدا کرديم در کنار مزار او يک قبر خالي بود حاج محسن با ديدن آن آرام نشست، دستش را بر روي مزار خالي گذاشت و گفت مرا اينجا دفن کنيد، با تعجب پرسيدم، اشتباه نميکني اما محسن آرام گفت اينجا قبر من است، بعد از شهادت حاجي با اينکه ما در دفن او سهمي نداشتيم اما نميدانم برنامهها چطور رديف شده بود که بچههاي تخريب هماهنگ کردند و محسن را در همان جايي که پيشبيني کرده بود به خاک سپردند، محسن خانه آخرت خود را پيدا کرده بود.
منبع:پروندههاي اماني از لشگر27