امین بیت المال

يکبار که محسن به مرخصي آمده بود يک شب جمعه به دعاي کميل رفتيم، آن شب تا نزديکي صبح در مراسم بوديم پس از به جا آوردن نماز صبح به او پيشنهاد دادم که صبح به بهشت زهرا برويم، قبول کرد من سوئيچ ماشين تويوتا را از او گرفتم تا ماشين را آماده کنم اما به من گفت:«مگر خودت اتومبيل نداري؟» با ماشين تو به بهشتزهرا ميرويم ، تعجب کردم محسن ادامه داد اين ماشين جهت آمدن از جبهه به خانه به من داده شده و من موقعي آن را روشن ميکنم که عازم جبهه باشم. محسن به حفظ اموال بيتالمال خيلي مقيد بود و هيچ وقت سمت و عنوان خود را براي ما نميگفت.
منبع:پروندههاي اماني از لشگر27
راوي:برادر شهيد
+ نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1384ساعت 19:40  توسط گردان وبلاگی کمیل
|
